بصیرت از دیدگاه آیات قرآنی و کلام رهبری
رهبر معظم انقلاب در اهمیت بصیرت در زندگی روزمره مردم نیز می فرمایند: در زندگیِ پیچیده اجتماعیِ امروز، بدون بصیرت نمیشود حرکت کرد. جوان ها باید فکر کنند، بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند. معلمان روحانی، متعهدان موجود در جامعه ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهی و حوزوی، باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند؛ بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت موانع راه، بصیرت در شناخت راههای جلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع؛ این بصیرتها لازم است. وقتی بصیرت بود، آن وقت شما میدانید با کی طرفید، ابزار لازم را با خودتان برمیدارید
مقام معظم رهبری حفظه الله در جمع مردم خونگرم چالوس و نوشهر در ارتباط با ضرورت وجود بصیرت می فرمایند: «بصیرت قطبنمای حرکت صحیح در اوضاع اجتماعی پیچیده امروز است به گونهای که اگر کسی این قطبنما را نداشت و نقشهخوانی بلد نبود ممکن است ناگهان خود را در محاصره دشمن ببیند. اگر بصیرت نباشد، انسان حتی با نیت خوب ممکن است گمراه شود و در راه بد قدم بگذارد.» بنابراین اگر امروز سخنان رهبری را فهمیدیم و عمل کردیم و قدر ولایت را دانستیم، آنوقت می توان گفت که بصیرت پیدا کرده ایم.
جایگاه بصیرت در دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی
قبل از ورود به بحث مبانی بصیرت از دیدگاه حضرت آیة اللّه خامنهای،نگاهی به جایگاه این مفهوم،فایدههای بصیرت و پیامدهای فقدان آن از دیدگاه ایشان و همچنین راههای کلان یا راهبردهای کسب بصیرت ضروری مینماید.افزایش بصیرت،توصیهء اساسی معظم له به همه و بهویژه خواص است.ایشان در توصیهای میفرماید:«اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم،آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛بصیرت»(آیة اللّه خامنهای،۰۶/۰۳/۱۳۸۸ )
ایشان در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری،دلیل اصرار بر افزایش بصیرت خواص و هدف از تأکید بر آن را چنین بیان میکند:«اینکه بنده مسألهء بصیرت را برای خواص تکرار میکنم،به خاطر این است که گاهی اوقات غفلت میشود از دشمنیهایی که با اساس دارد میشود.اینها را حمل میکنند به مسائل جزئی.ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همین معنا را داشتیم.در صدر مشروطه هم علمای بزرگی بودند که من اسم نمیآورم؛همه میشناسید.معروفند که اینها ندیدند توطئهای را که آن روز، غربزدگان و به اصطلاح روشنفکرانی که تحتتأثیر غرب بودند،مغلوب تفکرات غرب بودند،طراحی میکردند.توجه نکردند که حرفهایی که اینها دارند در مجلس شورای ملی آن زمان میزنند،یا در مطبوعاتشان مینویسند،مبارزه با اسلام است.این را توجه نکردند؛مماشات کردند.نتیجه این شد که کسی که میدانست و میفهمید-مثل مرحوم شیخ فضل اللّه نوری-جلوی چشم آنها به دار زده شد و اینها حساسیتی پیدا نکردند. بعد،خود آنهایی هم که به این حساسیت،اهمیت و بها نداده بودند،بعد از شیخ فضل اللّه مورد تعرض و تطاول و تهتک آنها قرار گرفتند و سیلی آنها را خوردند؛بعضی جانشان را از دست دادند؛بعضی آبرویشان را از دست دادند.این اشتباهی است که آنجا انجام گرفت.این اشتباه را ما نباید انجام بدهیم»(آیة اللّه خامنهای ۰۶/۱۲/۱۳۸۸)
رهبر معظم انقلاب اسلامی،بصیرت را قطبنمای حرکت صحیح و شاخص راه معرفی میکند:«در جاده،همیشه باید شاخص،مورد نظر باشد.اگر شاخص را گم کردید،زود اشتباه میکنید»(آیة اللّه خامنهای،پرتو ولایت(بصیرت نافذ):۲۲).ایشان با اشاره به بیبصیرتی برخی از اصحاب امیر المؤمنین علی علیه السّلام و بیان این نکته که همهء آنها مغرض نبودند،ضعف و فقدان قدرت تحلیل خوارج را عامل بیبصیرتی آنها معرفی مینماید و اینکه شاخص را گم میکردند(همان).
بر این مبنا، اساسیترین فایدهء بصیرت،شناخت حق از باطل است.فایدهء دیگر بصیرت از دیدگاه رهبر معظم انقلاب،استقامت در راه حقّ است.ممکن است انسان،حق را از باطل تمیز دهد،ولی دنیاطلبی و جلوههای گوناگون دنیا،انسان را از استقامت در راه حقّ و ولایت بازمیدارد.امّا افزایش بصیرت،بیاعتباری دنیا و لذتهای آن را بر ملا میکند.از اینرو،فرد مشکلات و سرزنشهای چند روزه را تحمّل نموده،بر مسیر حق، پایدار و استوار باقی میماند.با توجه به این نکته که مقام معظم رهبری با اشاره به خطبهء ۱۷۳ نهج البلاغه میفرماید:«آنهایی که دور امیر المؤمنین بودند و ایستادند و جنگیدند، خیلی بصیرت به خرج دادند که بنده بارها از امیر المؤمنین نقل کردهام که فرمود:«و لا یحمل هذا العلم الاّ اهل البصر و الصبر».در درجهء اول،بصیرت لازم است»(همان:۱۳).
ایشان همچنین بصیرت را عامل حلّ مشکلات فرد و جامعه میداند و در این رابطه میفرماید:«عزیزان من!تمام مشکلاتی که برای افراد یا اجتماعات بشر پیش میآید،بر اثر یکی از این دو است:یا عدم بصیرت یا عدم صبر»(همان:۳۹-۴۰).
توجه به پیامدهای فقدان بصیرت از سوی مقام معظم رهبری،جایگاه و اهمیّت گوهر گرانبهای بصیرت را در دیدگاه ایشان نشان میدهد.به همان نسبت که کسب بصیرت برای فرد و جامعه مفید است،فقدان بصیرت مضّر است تا جایی که میفرماید:«هر ضربهای که در طول تاریخ،ما مسلمانان خوردیم،از ضعف قدرت تحلیل بود»(همان:۱۳).
ضربات جبرانناپذیر ناشی از بیبصیرتی که ضعف در تحلیل سیاسی،دشمنشناسی، جریانشناسی، تکلیفشناسی، زمانآگاهی و اقدام به موقع در برابر دشمن را در پی دارد،گاه ممکن است تا نیم قرن تداوم داشته باشد.رهبر معظم انقلاب اسلامی در این زمینه میفرماید:«بصیرت و علم به زمان و استفاده از موقعیتها برای هر عالمی،چه اعلم علما باشد و چه کسی که در یک محله،احکام دین را به چند نفر تعلیم میدهد، ضروری است...ما در طول تاریخ تشیع،به خاطر عدم آگاهی علما از حقایق جریانات دنیا،خیلی ضربه خوردیم؛به خصوص در دویست سال اخیر...هرگاه ما عالم دین و متقی و باهوش و زرنگ و دقیقی مثال میرزای شیرازی و شیخ انصاری داشتیم،از شرّ دشمن محفوظ میماندیم و برنده بودیم؛ولی آنجا که قدری غفلت و ناآگاهی در کار بوده است،ضرر میکردیم که آن ضرر به یک نفر و یک حوزه و یک مجموعه و یک شهر و یک سال و چند سال محدود نمیشد؛بلکه در برخی موارد،اثرش تا پنجاه سال تمام،جامعهء اسلامی را تحتفشار قرار میداد.دیگر نباید تسلیم ناآگاهیها شویم.باید آگاهی و بصیرت را در خومان تقویت کنیم»(آیة اللّه خامنهای،۲۰/۱۲/۱۳۸۶ ).
حضرت آیة اللّه خامنهای علاوه بر ضرورت و فایدههای کسب بصیرت و ضررهای فقدان آن،راههای رسیدن به بصیرت را نیز بیان کردهاند که به اختصار آنها را بیان میکنیم :
یکی از این راهها،صبر و استقامت است.رهبر انقلاب اسلامی در سخنان خود بارها بر عنصر صبر در کنار بصیرت اشاره کردهاند:«مواظب باشید صبرتان را از دست ندهید. ما با صبر پیروز شدیم.باز هم باید با صبر پیشروی بکنیم...صبر و بصیرت و وحدتتان را حفظ کنید»(همان،۱۴/۰۳/۱۳۷۰)
راه دیگر،دشمنشناسی است.ایشان در این زمینه میفرماید:«من از خودیها مصرّا میخواهم قدری ذهن خودشان را باز کنند و فکر خودشان را به کار بیندازند؛بفهمند امروز دشمن کیست،چه میخواهد و چه میکند و نقشهء دشمن چیست.عقل،این است»(همان،۱۵/۰۳/۱۳۷۷) . بر همین اساس است که بر شناخت اهداف دشمن،تهدیدات و تاکتیکهای او تأکید دارند.
مطالعهء تاریخ،راه دیگری است که رهبر معظم انقلاب برای کسب بصیرت،ما را به آن رهنمون میشوند.ایشان در بحث عوام و خواص با اشاره به این نکته که تاریخ؛ یعنی شرح حال ما،میخواهند که هر کدام از ما مقایسهای داشته باشیم و ببینیم در آن حادثهء تاریخی،کجا قرار گرفته و آن روز چگونه عمل کردیم که ضربه خوردیم و مواظب باشیم.آنطور عمل نکنیم (همان،۲۰/۰۵/۱۳۷۵).
راه چهارم،جریانشناسی است.ایشان در این رابطه از جمله به دو جریان یا خط کلّی دوستان اسلام،انقلاب،امام و نظام جمهوری اسلامی و در مقابل،دشمنان اسلام،انقلاب، امام و نظام جمهوری اسلامی،اشاره نموده برای شناخت جریانهای خودی از غیرخودی،معیارهای آن را بیان کردهاند(همان،۲۳/۰۲/۱۳۷۹ و ۱۴/۰۳/۱۳۸۰ و ۱۴/۰۷/۱۳۷۹ و...).
تحلیل سیاسی و کسب توانایی در آن،راه دیگر و مهم کسب بصیر است:«قدرت تحلیل در خودتان ایجاد کنید...این قدرت تحلیل،خیلی مهم است.هر ضربهای که در طول تاریخ،ما مسلمانان خوردیم از ضعف تحلیل بود»(همان،۱۳/۱۱/۱۳۷۷ )
همچنین جبههشناسی(همان،۰۶/۰۳/۱۳۸۸)،تکلیفشناسی(همان،۱۴/۰۳/۱۳۸۳)، موقعشناسی(همان،۲۰/۰۳/۱۳۷۵)و آیندهشناسی(همان،۰۷/۰۹/۱۳۶۸)از دیگر راههایی است که از نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی ما را در کسب بصیرت یاری میرساند. علاوه بر آنچه آمد،ایشان ما را به مبانی بصیرت نیز راهنمایی میکنند که در ادامه بحث به آن میپردازیم.
● مبانی بصیرت
مبانی به معنای شالودهها،اعضا،اندام(فرهنگ معین)،اصول یا ارکان است.بر این اساس،مهمترین مبانی یا ارکانی که بصیرت بر آن استوار است را با بهرهگیری از قرآن و روایات و نیز اندیشهء حضرت آیة اللّه خامنهای بیان میکنیم.
۱-قرآن کریم(وحی الهی)
در رأس مبانی بصیرت،قرآن کریم قرار دارد؛چرا که قرآن،کتاب هدایت،نور،تبیان کلّ شیء و کتاب بصائر است.در سورهء مائده،آیهء ۱۵ دربارهء قرآن میخوانیم:
«قد جاءکم مّن اللّه نور و کتاب مّبین»؛
از جانب خداوند نور و کتابی روشنگر برای شما آمده است.در سورهء نحل،آیهء ۹۸ نیز آمده است:
«و نزّلنا علیک الکتاب تبیانا لّکلّ شیء و هدی و رحمة و بشری للمسلمین»؛
و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز و مایهء هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است.
«قد جاءکم بصآئر من رّبّکم فمن أبصر فلنفسه و من عمی فعلیها»
(انعام(۶):۱۰۴)؛ دلایل روشن از سوی پروردگارتان برای شما آمد؛پس هرکسی بینا شود،به سود خود اوست و هرکس از دیدن آن چشم بپوشد،خود زیان کرده است.
«هذا بصآئر من رّبّکم و هدی و رحمة لّقوم یؤمنون»(اعراف(۷):۲۰۳)؛ این آیات وحی،وسیلهء بینایی از طرف پروردگارتان و مایهء هدایت و رحمت برای جمعیتی است که ایمان میآورند.
در سورهء جاثیه،آیهء ۲۰ نیز خداوند،قرآن را مایهء بصیرت مردم و نه فقط مؤمنان معرفی میکند. «هذا بصائر للنّاس»
براساس این آیات در بصیرتآفرینی قرآن،تردیدی وجود ندارد.در پرتو نور قرآن است که چشم دل ما بینا میشود و میتوانیم حقّ را از باطل تشخیص دهیم.در پرتو انس با قرآن و عترت است که تداوم بصیرت ممکن میشود و بینایی ما قوام مییابد.
قرآن کریم بارها و با تأکید فراوان،یکسری پیامها و اوامر الهی را به انسانها ابلاغ میکند؛پیامها و اوامری از قبیل:چشمانتان را باز کنید،فکر و اندیشهء خود را بهکار اندازید،از حواس خود به درستی بهره بگیرید،در خلقت آسمانها و زمین بیندیشید،در زمین سیر کنید و سرگذشت پیشینیان را ببینید و بینا شوید؛چون هر آنکه در این دنیا کوردل باشد،در آخرت نیز چنین است.
در سورهء حج،آیهء ۴۶ میخوانیم:«آیا آنان در زمین سیر نکردند تا دلهایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند یا گوشهایی که با آن(ندای حق را)بشنوند؟!چرا که چشمهای ظاهر نابینا نمیشود؛بلکه دلهایی که در سینههاست،کور میشود».
البته تأکید بر قرآن کریم به مفهوم جدایی از عترت نیست،عترت؛یعنی نقل کبیر در کنار قرآن(نقل اکبر)،نقش کلیدی در بصیرتزایی و تداوم آن دارد.چه بسیار از بیبصیرتیها در تاریخ اسلام که محصول جدایی از سنت رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و عترت آن حضرت بوده است.به تعبیر آیة اللّه جوادی آملی همانطور که نمیتوان گفت:«حسبنا کتاب اللّه»،همانطور نمیتوان گفت:«حسبنا العترة»و با اخذ یکی و ترک دیگری،اهل نجات بود(جوادی آملی،۱۳۸۱:۲۱۷).
مقام معظم رهبری براساس همین آموزهها،بر مبنا بودن قرآن کریم برای بصیرت تأکید دارند.
۲-تقوا
مبنای دیگر بصیرت،تقواست که به معنای پیروی از اوامر و نواهی خداوند،رعایت حلال و حرام الهی،واجب و مستحب و مکروه و مقابله با خواستههای نامشروع نفسانی و شیطانی است. همانگونه که برای درک مفهوم بصیرت از قرآن کریم بهره گرفتیم،برای بصیرتیابی در مفهوم تقوا نیز به این کتاب آسمانی مراجعه میکنیم.ایمان به غیبت،برپاداری نماز، انفاق،ایمان به انبیای الهی،به ویژه رسول اکرم صلّی اللّه علیه و اله و یقین به آخرت(بقره(۲):۲-۵)از آثار تقواست.تقوا،همراه نیکی است و نیکی،یعنی پارسامنشی؛یعنی در هر کاری از مسیر اصلی و قانونی آن وارد شویم؛نه از راه خلاف،گناه و جرم(بقره(۲):۱۸۹).
اگر غربزده و شرقزده نشویم،ایمان به خدا،آخرت،فرشتگان،کتابهای آسمانی و پیامبران پیشین داشته باشیم،به محرومان و مستضعفان،کمک کنیم،علاوه بر اقامهء نماز، زکات بدهیم و به عهد و پیمان خود وفادار باشیم و در سختیها و هنگامهء نبرد،استقامت کنیم،در چنین شرایطی صفت تقوا بر ما بهدرستی صدق خواهد کرد(بقره(۲):۱۷۷).
تقوا موجب میشود تا اگر دچار لغزش شدیم یا به خود ستم کردیم،از خدا غافل نشویم؛بلکه با یاد خدا و استغفار،خود را پاک کنیم و بر گناه اصرار نورزیم(آل عمران(۳):۱۳۴-۱۳۵).
مطالب فوق به خوبی روشنگر آن است که بصیرت،دستاورد تقوا است و روشنضمیری در پرتو تقوای الهی و پارسامنشی حاصل میشود؛زیرا انسان پرهیزگار،صاحب نوری است که راه را از چاه بر او مکشوف میکند؛از فرقان؛یعنی قوهء تشخیص حق از باطل برخوردار است و این همان مفهوم بصیرت یا روشنبینی است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بر مبنا بودن تقوا برای بصیرت چنین تأکید میکند: «آنچه که بصیرت و بینش انسان را در قضایای مختلف و در حوادث گوناگون و زیر غبار تبلیغات جنجالآمیز دشمنان،تضمین و حفظ میکند،دل پاک و نورانی مؤمن است...؛دلی که از ایمان برخودار است و منشأ تقوا در اندیشه و عمل است با تبلیغات دشمنان،گمراه نمیشود»(آیة اللّه خامنهای،۲۹/۰۶/۱۳۸۲).
در نگاه ایشان تقوا و باخدابودن،اینچنین راهگشا است:«اگر به خدا رو کردیم،خدا راه را باز میکند.
«و انّ الرحل الیک قریب المسافة»؛
یک قدم به سمت خدا برداشتن،دل انسان را روشن میکند،به انسان فتوح میبخشد،زنگارها را از جلوی بصیرت انسان میزداید و قدم بعدی و ادامهء راه را برای انسان،راحتتر میکند(همان،۱۶/۰۲/۱۳۷۱).
ایشان بیتقوایی را مانع بصیرت برمیشمرد و میفرماید:«نقطهء مقابل تقوا،غفلت و بیتوجهی و حرکت بدون بصیرت است.خدا ناهوشیاری مؤمن را در امور زندگی نمیپسندد.مؤمن باید در همهء امور زندگی،چشم باز و دل بیدار داشته باشد(همان، ۱۰/۰۱/۱۳۶۹).
۳-ولایتمداری
ولایت در لغت،مفاهیمی چون قرب،محبوبیّت،دوستی،اتصال و پیوند و حاکمیت و سرپرستی را شامل میشود(معین).از لحاظ عرفانی،این واژه،نزدیکی هر چه بیشتر به خدا را میرساند که به دنبال خود،اجازهء تصرف در امور و نیابت را دارد و به لحاظ سیاسی ،به معنای پیوند بین حاکم اسلامی و مسلمانان و همچنین سرپرستی یا ادارهء کلان نظام اسلامی است(امام خمینی،۱۳۷۲:۳۶ ؛آیة اللّه خامنهای،۲۰/۰۴/۱۳۶۹ و ۱۰/۰۴/۱۳۷۰ و .بنابراین،ولایت به معنای حکومت،زمامداری و سرپرستی است.
وقتی از ولایتمداری یا ولایتمحوری سخن گفته میشود،منظور آن است که فرد و جامعه،محور و مدار زندگی خود را خدای بزرگ،انبیا علیهم السّلام،به ویژه پیامبر اعظم صلّی اللّه علیه و اله و ائمه اطهار و فقیه جامع الشرائط قرار دهند و در ذیل سلسلهمراتب نظام ولایی؛ولایت اللّه،ولایت انبیاء،ولایت رسول اللّه،ولایت ائمهء اطهار و ولایت فقیه،تمام ابعاد زندگی خود؛اعم از سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و نظام اجتماعی را سامان دهند.
در روایات نیز وارد شده است که:«ما نودی بشیء بمثل ما نودی بالولایة».(کلینی، ۱۳۰۴ ق،ج ۱۸:۲)؛یعنی در بین اصول و مبانی اسلامی،هیچکدام به اندازهء ولایت، دارای اهمیت نیست و به آن دعوت نشده است.با توجه به این اهمیت و براساس دیدگاه مقام معظم رهبری،ولایتمداری فرد و جامعه را به شرح زیر میتوان تبیین کرد:
«ولایت در یک انسان،به معنای وابستگی فکری و عملی هر چه بیشتر و روز افزونتر با ولیّ است.ولیّ را پیدا کن،ولیّ خدا را بشناس،خود را به او متصل و مرتبط کن،به دنبالش حرکت بکن؛بهطوری که تلاش تو،تلاش او،جهاد تو،جهاد او،دوستی تو،دوستی او،دشمن تو،دشمن او و جبههبندیهای تو،جبههبندیهای او باشد...اما ولایت در یک جامعه به این است که اولا:ولیّ در آن جامعه مشخص باشد و ثانیا: منشأ و الهامبخش همهء نیروها،نشاطها و فعالیتهای آن جامعه باشد؛قطبی باشد که همهء جویها و سرچشمهها از او سرازیر میشود.مرکزی باشد که همهء فرمانها را او میدهد و همهء قانونها را او اجرا میکند.نقطهای باشد که همهء رشتهها و نخها به آنجا برگردد.همه به او نگاه کنند.همه دنبال او بروند.موتور زندگی را او روشن بکند. راننده و پیشقراول کاروان زندگی در جامعه او باشد.این جامعه،جامعهء دارای ولایت است»(آیة اللّه خامنهای،۱۳۷۰)
آیة اللّه خامنهای در جای دیگری نیز مفهوم ولایتمداری یک جامعهء دینی را چنین تعریف میکند:«همهء اجزای آن به یکدیگر و به آن محور و مرکز جامعهء اسلامی؛یعنی ولیّ متصل باشند و از درون،دارای یک اتحاد و ائتلاف باشند(آیة اللّه خامنهای،حدیث ولایت،ج ۴۷:۳).
پس از روشن شدن مفهوم ولایتمداری،اکنون به رابطهء ولایتمداری با بصیرت میپردازیم.ولایتمداری از آن رو مبنای بصیرت سیاسی است که ولیّ امر جامعه با توجه به جایگاه بلندی که دارد و در قلّهء رفیعی که قرار گرفته است،نسبت به امور جامعه از همه بیناتر و هوشیارتر است.لذا توجه به او و اطاعت از او راه را از چاه به فرد و جامعه نشان میدهد.با توجه به اینکه ولی امر جامعه از مقام عصمت در عصر رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و ائمهء اطهار علیهم السّلام و مقام عدالت در عصر غیبت کبری برخودار است و به دلیل تقوای بالایش،علاوه بر اینکه اخبار و گزارش امور جامعه و جهان در اختیارش قرار میگیرد،خداوند او را نسبت به حقایق بسیاری از امور آگاه میسازد.لذا توجه به بیانات،سخنان و فرامین ولی فقیه در جامعه،افراد را از گمراهی و انحراف بازمیدارد.
ولایتمداری ،نهتنها بصیرتزاست،بلکه تداوم بصیرت به ویژه بصیرت سیاسی انسان، بسته به تداوم ولایتمداری اوست.در این صورت است که بصیرت انسان،قوام مییابد؛ یعنی اگر ولایتمداری قطع شود،گمراهی و انحراف در کمین فرد نشسته است.در طول تاریخ اسلام،همین قطع رابطه با ولایت و مقابله با آن،بسیاری از خواص تأثیرگذار و با سابقهء ارزشمند را به بیبصیرتی کشانده است.
مقام معظم رهبری،ولایت را عامل شناخت حقیقتها و تشخیص خط صحیح از خط انحرافی در واقع مبنای بصیرت و روشنبینی معرفی میکند:«اساسیترین مسألهء دین، مسألهء ولایت است؛چون ولایت،نشانه و سایهء توحید است.ولایت،یعنی حکومت؛ چیزی است که در جامعهء اسلامی،متعلق به خداست و از خدای متعال به پیامبر و از او به ولیّ مؤمنین میرسد.آنها که در این نکته شک داشتند،دچار انحراف بودند و حقیقت را نمیفهمیدند؛هر چند ممکن بود سجدههای طولانی هم بکنند!همان کسانی که در جنگ صفین از امیر المؤمنین رو برگردانند و رفتند،به عنوان مرزبانی در خراسان و مناطق دیگر ساکن شدند،سجدههای طولانی یک شب یا ساعتهای متمادی میکردند،امّا فایدهاش چه بود که انسان امیر المؤمنین را نشناسد.خط صحیح را-که خط توحید و خط ولایت است-نفهمد و برود مشغول سجده بشود!این سجده چه ارزشی دارد؟!بعضی از روایات باب ولایت نشان میدهد که اینطور افراد که همهء عمرشان را عبادت بکنند،امّا ولّی خدا را نشناسند تا به دلالت او حرکت بکنند و مسیر را با انگشت اشارهء او معلوم نمایند،این،چه فایدهدارد؟«و لم یعرف ولایة ولیّ اللّه فیو الیه و یکون جمیع اعماله بدلالته»(کلینی،۱۴۰۳ ق،ج ۹۱:۲)(آیة اللّه خامنهای،پرتو ولایت(نافذ بصیرت).
رهبر معظم انقلاب اسلامی،یکی از توجهات امام خمینی قدّس سرّه به عنوان رهبر و ولیّ فقیه جامعه به مردم را در لزوم آگاهسازی دائمی مردم،معرفی میکند و میفرماید:«خود امام خمینی در سنین بالای عمر-با حال پیرمردی-از هر فرصتی استفاده کرد برای اینکه حقایق را برای مردم بیان کند.در دستگاههای تبلیغاتی جهانی،نقش تحریف و گمراهسازی،نقش فوق العاده خطرناکی است که امام به آن توجه داشت.وسایل ارتباطی فکری نامطمئن و وابستهء به دشمنان کشور و ملت،امام را وادار میکرد که هم خود او بهطور دائم در موضع تبیین و ارشاد و هدایت مردم قرار گیرد و هم به دیگران دائما توصیه کند که حقایق را به مردم بگویند و افکار آنها را نسبت به حقایقی که دشمن سعی میکند آنها را مکتوم نگه دارد،آشنا کنند.اینکه ما دائما به صاحبان بیان و قلم و تربیونهای مختلف توصیه میکنیم که هدف و همّت خود را بر تبیین صحیح حقایق قرار دهند،برای این است»(آیة اللّه خامنهای،۱۴/۰۳/۱۳۸۰).
۴-تفکّر(عقل)
تعقّل و تفکّر در نزد خدا از جایگاه بسیار بلندی برخوردار است.در کتاب خدا، بارها انسان به تفکر دعوت شده است و بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی معرفی شدهاند که عقل خود را بهکار نمگیرند(انفال(۸):۲۲).بر این اساس،یک مبنای مهم برای بصیرت،تعقّل است.امام علی علیه السّلام از به خواب رفتن یا سبات عقل به خدا پناه میبرد و میفرماید:«نعوذ باللّه من سبات العقل و قبح الزّلل»(نهج البلاغه،خطبهء ۲۲۴)؛ یعنی از خوابیدن عقل و زشتی لغزشها به خدا پناه میبریم.
راه مقابله با خوابیدن عقل،اندیشیدن و تفکّر است.امام صادق علیه السّلام به ما چنین میآموزد:«فانّ التفکّر حیاة القلب البصیر کما یشمی المستنیر فی الظلمات بالنّور»(العاملی، ۱۴۱۴ ق،ج ۱۷۰:۶).
بنابراین،همانگونه که با کمک نور در تاریکیها راه میپیماییم،اندیشه نیز به منزلهء نور قلب یا عقل،ما را به بصیرت میرساند. به تبع قرآن و عترت،رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بر جایگاه تعقل،تفکر و مکانت بلند عقل در اندیشهء اسلامی تأکید دارند.ایشان میفرماید:«در اسلام،یکی از منابع حجت برای یافتن اصول و فروع دینی،عقل است.اصول اعتقادات را با عقل بایستی به دست آورد،در احکام فرعی هم،عقل یکی از حجتهاست.
رهبر معظم انقلاب اسلامی،همچنین به ابتنای تشیع بر عقل و تفکر اشاره کرده، میفرماید:«ما از اوّل تشیع در تعالیم ائمه علیهم السّلام،به سوی عقل،منطق و استدلال سوق داده شدیم و همینطور هم باید عمل بکنیم»(همان،۱۷/۰۸/۱۳۸۵).
اسلام و قرآن،حتی دربارهء اصیلترین موضوعات دینی همچون«توحید»نیز روی تعقل و تدبّر تأکید میکنند.آیة اللّه خامنهای در اینباره میفرماید:«توحید،وادی بسیار با عظمتی است.امّا در چنین وادی با عظمتی،باز از مؤمنین و مسلمین خواستهاند که با تکیه به تفکّر و تدبّر و تعقّل پیش بروند.واقعا هم عقل و تفکر میتواند انسان را پیش ببرد.البته در مراحل مختلف،عقل به نور وحی و نور معرفت و آموزشهای اولیای خدا،تجهیز و تغذیه میشود.لیکن بالأخره آنچه که پیش میرود عقل است.بدون عقل نمیشود هیچجا رفت»(همان،۲۲/۰۱/۱۳۶۹).
با اشاره به زندگی پیچیدهء امروز،فکر و اندیشه را عاملی برای افزایش بصیرت معرفی میکنند:«در زندگی پیچیدهء اجتماعی امروز،بدون بصیرت نمیشود حرکت کرد. جوانها باید فکر کنند،بیندیشند،بصیرت خودشان را افزایش دهند.معلمان روحانی، متعهدان موجود در جامعهء ما،از اهل سواد و فرهنگ،از دانشگاهی و حوزوی باید به مسألهء بصیرت اهمیّت بدهند؛بصیرت در هدف،بصیرت در وسیله،بصیرت در شناخت دشمن،بصیرت در شناخت موانع راه،بصیرت در شناخت راههای جلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع.این بصیرتها لازم است»(همان،۱۵/۰۷/۱۳۸۸).
از نظر رهبر انقلاب اسلامی،مبنای کار جامعهء اسلامی بر تأمل،تدبّر،اندیشیدن و جوانب امور را دیدن است (همان، ۰۲/۰۲/۱۳۷۷)و کسی که عقل خود را به کار نمیگیرد، نه تنها به بصیرت نمیرسد،بلکه گمراه میشود و در تشخیص مصادیق عدالت به بیراهه میرود:«اگر عقل و خرد در تشخیص مصادیق عدالت به کار گرفته نشود،انسان به گمراهی و اشتباه دچار میشود؛خیال میکند چیزهایی عدالت است؛در حالی که نیست و چیزهایی را هم که عدالت است،گاهی نمیبیند» (همان،۰۸/۰۶/۱۳۸۴).
مبانی بصیرت،لزوما منحصر در موارد چهارگانهء طرح شده نیست و میتوان مبانی دیگری را نیز به این مبانی افزود.امّا از آنجا که بررسی و تحقیق بیشتر پیرامون این مسأله، نتایجی فراتر از گنجایش یک مقاله را دارد،لذا به مهمترین مبانی آن اکتفا گردید.
نتیجهگیری
قرآن کریم از آن رو مبنای بصیرت است که کتاب نور،هدایت،تبیان کلّ شیء و کتاب بصائر است.نیز از آنجا که به محکمترین و استوارترین راهها هدایت میکند،در پرتو این نور ،چشم دل بینا میگردد.
جامعه اسلامی برای رسیدن به تکامل حقیقی باید رفتارش با بصیرت باشد.جبهه های معارض با اندیشه های دینی و ولایت فقیه ،از داخل و خارج،فکر اسلامی و توده مردم را نشانه گرفته و باعث تولید شبهه و درهم رختن معیارهای حق و باطل می گردد.که در چپنین وضعیتی ،بصیرت ،عامل مهم گذر از آشوبها و فتنه ها می باشد.
عبور از فتنه ها وپیروی از رهبری امری سطحی نیست،بلکه درک راه و قصد و هدف عالی ایشان و در مسیر آن راه قرار گرفتن است. با توجه به تحولات سیاسی-اجتماعی امروز جهان اسلام و از جمله ایران اسلامی، یکی از مهمترین مسائل جامعهء ما مسألهء بصیرت است.با آنکه رهبر معظم انقلاب اسلامی؛حضرت آیة اللّه خامنهای-مد ظله العالی-بارها در سخنرانیها و خطبههای جمعه و دیدارهایشان بر ضرورت کسب بصیرت تأکید کردهاند،مطالعات و تحقیقات شایستهای در ابعاد گوناگون این مسأله صورت نگرفته است.
بر این اساس با توجه به نقش،جایگاه،اهمیت و ضرورت بصیرت و خلأ تحقیقاتی دربارهء آن،در این مقاله در پاسخ به این سؤال که مهمترین مبانی و اصول بصیرت کدامند.از راه درون دینی؛یعنی تحلیل آیات و روایات و نیز با بهرهگیری از اندیشهء مقام معظم رهبری معلوم میگردد که بصیرت،بر پنج مبنای اساسی قرآن کریم، تقوا،ولایتمداری و تفکّر عاقلانه و تحلیل استدلال عادلانه استوار است.